تبليغاتX
نیکلای وسیه والودویچ ستاوروگین - یک شعر بند تنبانی
مطالب این وبلاگ درباره ی دنیا و ما فیها میباشد.

هی رفقا
زندگی قشنگه،چون کریس بوبن خل وضع خودم میگه
زندگی باید با عشق نسبت به خدا و مسیح و وطن و همنوع و الی آخر همراه شه چون داستایفسکی عزیزم میگه
حقیقت اون بالا بالاهاست چون افلاطون میگه
زندگی همین جاست،بین ماها،چون ارسطو جونم میگه
زندگی چیز بدردنخوریه،چون شوپنهاور و کافکا و همین صادق هدایت خودمون میگن
حقیقت تو کله ی توئه چون اینا میگن
حقیقت تجربه ی توئه،چون اونا میگن
جمع کنید بابا بند و بساطو!کی به کیه؟چی به چیه؟چون کامو میگه.
اما من میگم،
یه دیگ گنده بیاریم،
زیرشو آتیش کنیم،
همه اینا رو بچپونیم توش.
هم بزنیم و هم بزنیم،
ساعتها و روزها و سالها هم بزنیم،تا قشنگ قاطی شه.
بعد برا همه آدما یه کاسه از این معجونمون بکشیم...
....................................................................(این بیت آخر مفقود می باشد.)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 19:12  توسط نیکلای وسیه والودویچ ستاوروگین |